تبليغاتX
.: السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین :.

عاشورا روز پيروزي خون برشمشير است. آنهايي كه چشم هاي خود را به روشنايي مي بندند توانايي نگريستن به خورشيد بر آمده روز را ندارند


نویسندگان

موضوعات

ولادت امام حسین
دیدار با ملائکه
بعد از شهادت امام حسین
فرشتگان نوحه گر
فلسفه قیام عاشورا
رمز جاودانگی عاشورا
مصیبت عطش
شفق سرخ
امام حسین و حضرت یحیی
عاشورا در نظر دیگران

دوستان

طراحی قالب های بلاگفا
FarshadWeb.Com
شعر عاشورا
فرهنگ عاشورا
امام حسین
زندگی معصومین
عاشورا
شاهنامه عاشورا
دعاهای محرم
زیارت عاشورا
عاشورا - ویکیپدیا
هیات دارالقرآن امام حسین
shabestan.ir
منہاج القرآن - پیغامِ امام
همایش امام حسین
سومین روز شهادت
امام حسین و امام زمان
مديحه امام حسين
السلام عليک يااباعبدالله
سایت تخصصی حضرت امام
وصیت نامه امام حسین
تصـــــاویر از حرم
کربلا - عاشورا
ارتباط مستقیم با کربلا
عزاداری امروزی
نامه کوفیان
میلاد امام حسین
خطرناکترين دشمن امام
مبارزه با گمراهی
یا حسین مظلوم
کف خون
انسجام شیعه از قیام امام
قیامت تک مشعل
چرا به ...
مراسم عزاداری
پاسخ 7سوال پیرامون قیام
مردم کوفه
ام ابیها

آمار سایت

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

طراح قالب

www.Farshadweb.com

ولادت امام حسین

 

نام : حسین          

لقب : سید الشهداء             

کنیه : ابو عبدالله

نام پدر : علی (ع)

نام مادر : فاطمه (س)

تاریخ ولادت : 3 شعبان

محل ولادت : مدینه

مدت امامت : 11 سال

مدت عمر : 57  سال

تاریخ شهادت : 10 محرم

علت شهادت : عدم بیعت با یزید

نام قاتل : شمر بن ذی الجوشن

محل دفن : کربلا معلی

 

امام حسین فرزند دومین امام علی و حضرت زهرا علیهم السلام است . آن حضرت در شهر مدینه به روز سوم شعبان  دیده به جهان گشود آن حضرت شش ماه و ده روز با برادر بزرگترش امام حسن (ع) فاصله سنی داشت و مراحل رشد و نمو خویش را  درمدت کمتر از هفت سال در مصاحبت با رسول (ص) و سی سال در کنار امیرالمومنین (ع) و ده سال با امام حسن (ع) گذراند.  و در سال 49 یا 50 هجری پس از شهادت مظلومانه امام حسن (ع)  امامت شیعیان را بر عهده گرفت .


      امام حسین (ع)  در شکم مادر، کراماتی صادر شده که از آن جمله است:

1- فاطمه (س) از شکم خود صدای ذکر و تسبیح و تقدیس خدا را می‌شنید.

2- نور حسین (ع)  بر صورت و پیشانی فاطمه زهرا ( س)  ظاهر شده بود، به گونه ای که پیامبر اکرم (ص) به او فرمود: «ای فاطمه، من در صورت تو نوری مشاهده می‌کنم. به زودی حجت و امامی برای مردم به‌دنیا می‌آوری»

 

در روایت دیگری، فاطمه سلام الله علیها فرمود:

 « وقتی فرزندم حسین در شکمم بود، در تاریکی شب، نیازی به چراغ نداشتم.»

 

یکی از ویژگی‌های امام حسین ( ع )  این است که جبرئیل مژده‌ی ولادت و خبر شهادت آن حضرت را پیش از تولدش برای پیامبر گرامی آورده است.


      امام صادق (ع)  فرمود:

« جبرئیل بر محمد (ص)  نازل شد و گفت: ای محمد! خدا تو را به مولودی که از فاطمه متولد می‌شود مژده می‌دهد و بدان که امت تو، بعد از تو او را می‌کشند»

 

پیامبر اکرم (ص) فرمود:

« ای جبرئیل! سلام مرا به پروردگارم برسان. مرا به مولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست.»

جبرئیل به آسمان عروج کرد و آنگاه فرود آمد و دوباره همان سخن را گفت. پیغمبر نیز همان پاسخ را تکرار کرد.

جبرئیل به آسمان بالا رفت و آنگاه فرود آمد وگفت:

« ای محمد! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و به تو بشارت می‌دهد که امامت و ولایت و وصایت را در نسل آن مولود قرار می‌دهد.»

آن‌گاه پیامبر فرمود: «راضی شدم.»

 

ابن عباس از پیامبر اکرم (ص) نقل می فرمایند که :

وقتی امام حسین (ع) به ‌دنیا آمد، خداوند به جبرئیل وحی کرد که با هزار گروه از فرشتگان، بر من نازل شوند و  ولادت حسین (ع) را به من تهنیت بگویند. هر گروه شامل یک میلیون فرشته بود سوار بر اسب‌های ابلق( سیاه و سفید)، با زین‌ها و دهنه‌های مزین به در و یاقوت، و همراه‌شان فرشتگانی بودند که چوب‌هایی از نور به‌دست داشتند .

 

 جشن میلاد امام حسین (ع) در ملکوت

    ابن عباس از پیامبر گرامی نقل می کند:

وقتی امام حسین (ع)  به‌دنیا آمد، خداوند در عالم ملکوت به فرشته خازن و عهده دار آتش جهنم،  وحی کرد که به خاطر مولودی که به پیامبرش عطا کرده است، آتش جهنم را بر اهلش خاموش کند و به رضوان، نگهبان بهشت وحی کرد که بهشت را بیاراید و آن را خوشبو گرداند و به حورالعین وحی فرمود که خود را بیارایند و به دیدار یکدیگر بروند و به ملائکه وحی فرمود که در صفوفی بایستند و به تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر بپردازند.

 

                

نوشته شده توسط یاس سپید در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 21:46

دیدار با ملائکه

 

امام صادق (ع) می فرمایند: "جماعتی از مومنین از اجنه به خدمت سید الشهدا (ع) رسیدند و عرض کردند ما از شیعیان و یاران شما هستیم ، هر دستوری بدهید آماده هستیم، اگر امر کنید به کشتن تمام دشمنانتان   در حالی که شما اینجا باشید شر همه آنان را از شما کوتاه می کنیم. "

امام (ع) در حق آنان دعا و سپس فرمودند: مگر قرآن را نخوانده اید، آن جا که می فرماید: " قل لو کنتم فی بیوتکم لبرز الذین کتب علیهم القتل الی مضاجهم. "

 " اگر در خانه های خود بمانید آنان که مقدر شده کشته شوند به سوی قبور خود خواهند رفت. "

" فاذا اقمت فی مکانی  فبم یمتحن هذا الخلق المتعوس  و بماذا یختبرون  و من ذایکون ساکن حفرتی و قد اختارها الله تعالی یوم دحی الارض و جعلها معقلا لشیعتنا و محیینا."

" اگر من اینجا بمانم پس این مردم وارونه به چه وسیله امتحان شوند؟ و چه کسی در قبر من خواهد خوابید در صورتی که خداوند روزی که زمین را گسترد آن را برای من برگزید و پناه شیعیان و دوستان ما قرار داد  اعمال ایشان را در آنجا قبول و دعای آنان را اجابت می فرماید. شیعیان ما در آن زمین مسکن می کنند و برای آنان در دنیا و آخرت امان خواهد بود ولی شما روز شنبه که روز عاشوراست نزد من بیایید."

و در روایت دیگر آمده است که حضرت به آنان فرمود: "در روز جمعه که من در پایان آن روز کشته می شوم و کسی از  اهل بیت من و خویشان و برادران من باقی نمی مانند،  و سر مرا برای یزید می برند ، نزد من حاضر شوید."

مومنین جن گفتند: " به خدا قسم! اگر طاعت امر شما واجب نبود مخالفت می کردیم  و تمام دشمنانت را قبل از آنکه به شما آسیبی برسانند می کشتیم."

                

 

نوشته شده توسط یاس سپید در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 8:56

بعد از شهادت امام حسین

 

چون حضرت سيدالشهداء عليه السلام به درجه رفيعه شهادت رسيد اسب آن حضرت در خون آن حضرت غلطيد و سرو كاكل خود را به آن خون شريف آلايش داد و به اعلي صوت بانگ واويلي برآورد و روانه به سوي سراپرده شد چون نزد خيمه آن حضرت رسيد چندان صيحه كرد و سر خود را بر زمين زد تا جان داد دختران امام عليه السلام چون صداي آن حيوان را شنيدند از خيمه بيرون دويدند ديدند اسب آن حضرت است كه بي‌صاحب غرقه به خون مي‌آيد پس دانستند كه آن جناب شهيد شده آن وقت غوغاي رستخيز از پردگيان سرادق عصمت بالا گرفت و فرياد واحسيناه و واماماه بلند شد.

راوي گفت پس ام كلثوم دست بر سر گذاشت و بانگ ندبه واویلی برداشت و مي‌گفت:

وا محمدا و اجداه و انبیاه و ابا القاسماه وا علیاه وا جعفراه وا حمزتاه وا حسناه هذا حسین یالعراء صریح بکربلا محزوز الراس من القفا مسلوب العمامه و الرداء.

و آنقدر ندبه و گريه كرد تا غش كرد. و حال ديگر اهلبيت نيز چنين بوده و خدا داند حال اهلبيت آن حضرت را كه در آن هنگام چه بر آنها گذشت كه احدي ياراي تصور و بيان تقرير و تحرير آن نيست.

و اسرع فرسک شاردا الی خیامک قاصدا مهمهما باکیا فلما راین النساء جوادک مخزیا و نظرن سرجک علیه ملویا برزن من الخدور ناشرات الشعور علی الخدود لاطمات و عن الوجوه سافرات و بالعویل داعیات و بعد العز مذللات و الی مصرعک مبادرات و الشمر جالس علی صدرک مولع سیفه علی نحرک قابض علی شیبتک بیده ذابح لک بمهنده قد سکنت حواسک و خفیت انفاسک و رفع علی القناه راسک.

راوي گفت چون لشكر آن حضرت را شهيد كردند به جهت طمع ربودن لباس او بر جسد مقدس آن شهيد مظلوم روي آوردند، پيراهن شريفش را اسحق (لعين) ابن حيوه حضرمي برداشت و بر تن پوشيد و مبروض شد و موي سر و رويش ريخت، و در آن پيراهن زياده از صد وت ده سوراخ تير و نيزه و شمشير بود.

      

عمامه آن حضرت را اخنس (لعين) ابن مرثد و به روايت ديگر جابرن يزيد ازدي براشت و سر بست ديوانه يا مجذوم شد. و نعلين مباركش را اسود (لعين) بن خالد ربود. و انگشتر آن حضرت را بحدل (لعين) بن سليم با انگشت مباركش قطع كرد و ربود. مختار به سزاي اين كاردستها و پاهاي او را قطع نمود و گذاشت او را در خون خود بلغطيد تا به جهنم واصل گرديد. و قطيفه خز آن حضرت را قيس (لعين) بن اشعث برد و از اين جهت او را قيس القطيفه ناميدند.

روايت شده كه آن ملعون مجذوم شد و اهلبيت او از او كناره كردند و او را در مزابل افكندند و هنوز زنده بود كه سگها گوشتش را مي‌دريدند.

زره آن حضرت را عمر سعد (ملعون) برگرفت و وقتي كه مختار او را بكشت آن زره را به قاتل او ابوعمره بخشيد، و چنين مي‌نمايد كه آن حضرت را دو زره بوده زيرا گفته‌اند كه زره ديگرش را مالك بن يسر ربود و ديوانه شد. و شمشير آن حضرت را جميع بن الخلق اودي، و به قولي اسود بن حنظله تميمي، و به روايتي فلافس نهلشي برداشت، و اين شمشير غير از ذوالفقار يا امثال خود از ذخاير نبوت و امامت مصون و محفوظ است.

مؤلف گويد كه در كتب مقاتل ذكري از ربودن جامه و اسلحه ساير شهداء‌ رضوان الله عليهم نشده لكن آنچه به نظر مي‌رسد آن است كه اجلاف كوفه ابقاء‌ بر احدي نكردند و آنچه بر بدن آنها بود ربودند. ابن نما گفته كه حكيم (لعين) بن طفيل جامه و اسلحه حضرت عباس عليه السلام را ربود.

در زيارت مرويه صادقيه شهداء‌است.

و سلبوکم لابن سمی و ابن اکله الاکباد.

در بيان شهادت عبدالله بن مسلم دانستي كه قاتل او از تيري كه به پيشاني آن مظلوم رسيده بود نتوانست بگذرد و به آن زحمت آن تير را بيرون آورد چگونه تصور مي‌شود كسي كه از يك تير نگذرد از لباس و سلاح مقتول خود بگذرد. در حديث معتبر مروي از زائده از علي بن الحسين عليه السلام تصريح به آن شده در آنجا كه فرموده:

و کیف لا اجزع و اهلع و قداری سیدی و اخوتی و عمومتی و ولد عمی و اهلی مصرعین بدمائهم مرملین بالعراء مسلبین لایکنفون و لایوارون. 

 

نوشته شده توسط یاس سپید در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 ساعت 7:16

فرشتگان نوحه‏گر

  

 در ماتم سالار شهيدان،همه كائنات گريان و نالان شدند،چه بصورت تكوينى چه‏زبانى و آشكارا از جمله نوحه‏گران بر آن حضرت، فرشتگانند. حضرت رسول ‏(ص‏) فرمود: "ان حول‏قبر ولدى الحسين‏ (ع‏) اربعة آلاف ملك شعثا غبرا يبكون عليه الى يوم القيامة..." 

" پيرامون قبر فرزندم حسين ، چهار هزار فرشته‏اند ، ژوليده و غبار آلود  كه تا روز رستاخيز بر او  گريه مى‏كنند."

جن و ملك بر آدميان نوحه مى‏كنند گويا عزاى اشرف اولاد آدم است.

و نيز  "تبكى الملائكة و السبع الشداد لموته و يبكيه كل شى‏ء حتى الطير فى جو السماءو الحيتان فى جوف الماء..." 

فرشتگان و آسمان هاى هفتگانه، حتى پرندگان در آسمان و ماهي ها در آب  براى مرگ ‏حسين‏ (ع‏) گريه مى‏كنند."

به روايت امام صادق‏(ع‏) چهار هزار فرشته براى يارى حضرت هبوط كردند اما چون اذن جهاد نيافتند بازگشتند و دوباره فرود آمدند تا روزقيامت بر آن حضرت سوگوارى كنند و رئيس آنان به نام ‏"منصور" است.

                

نوشته شده توسط یاس سپید در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 23:50

فلسفه قيام عاشورا

 در حادثه كربلا ما به مسائل زيادي بر مي خوريم در يك جا سخن از بيعت خواستن يزيد از امام حسين و امتناع امام از بيعت، در يكجا دعوت مردم كوفه از امام حسين و پذيرفتن امام ولي در جايي بدون توجه به مسئله بيعت و بدون توجه به درخواست دعوت كوفيان حضرت حسين (ع) از اوضاع حكومت انتقاد مي كند.

از فساد و حرام خواريها و ظلم و ستم انتقاد مي كند و اينجا  امر به معروف و نهي از منكر را لازم مي بيند.

البته حقيقتاً بايد گفت همه اين سه مورد تاثير داشته است چون پاره اي از عكس العملهاي امام بر اساس امتناع از بيعت پاره اي بر اساس دعوت مردم كوفه و پاره اي بر اساس مبارزه با منكرات و فسادهاي آن برهه از زمان صورت گرفته است.

حال بايد ديد دو عامل اصلي قيام چه بوده است. و بايد ديد كدام عامل تاثيري به سزايي داشته است.

توضيح عكس العمل اول را همه شنيده ايم كه معاويه با چه وضعي به حكومت رسيد وقتي اصحاب امام حسن مجتبي (ع)، آنقدر سستي كردند امام يك قرارداد موقت با معاويه امضاء كردند در مفاد اين صلحنامه آمده بود كه بعد از مرگ معاويه مقام خليفه مسلمين به امام حسن برسد و اگر ايشان به شهادت رسيده بودند به برادرش امام حسين منتقل شود براي همين معاويه امام حسن مجتبي را مسموم نمودند تا مدعايي نماند و خود معاويه مي خواست حكومت را به شكل سلطنت و موروثي در بياورد. تا زمان معاويه ، مسئله خلافت و حكومت يك مسئله موروثي نبود و فقط دو طرز تفكر بود:

الف) يك طرز تفكر كه خلافت، فقط شايسته كسي است كه پيغمبر او را منصوب كرده باشد.

ب) يك طرز تفكر ديگر اين بود كه مردم حق دارند خليفه اي براي خودشان انتخاب كنند و اين مسئله در ميان نبود كه يك خليفه براي خود جانشين معين كند.

 اما تصميم معاويه از همان روزهاي اول اين بود كه نگذارد خلافت از خانه اش خارج شود ولي خود معاويه احساس مي كرد اين كار فعلا زمينه مساعدي ندارد و كسي كه او را به اين كار تشويق و تشجيع نمود مغيره بن شعبه (لعنه ا) بود چون مغيره خودش طمع حكومت كوفه را داشت مغيره همان شخصي بود كه با غلاف شمشير به پهلوي خانم زهرا (س) زد و همان مغيره اي كه قبلا هم حاكم كوفه بوده است و از اينكه معاويه او را عزل نموده بود ناراحت بود. براي همين مغيره به شام رفت و به يزيدبن معاويه گفت نمي دانم چرا معاويه درباره تو كوتاهي مي كند ديگر معطل چيست؟ چرا تو را جانشين خودش نمي كند يزيد گفت پدر فكر مي كند اين قضيه عملي نيست مغيره گفت عملي است چون هر چه معاويه بگويد مردم شام اطاعت مي كنند و مردم مدينه را مروان حكم و از همه جا مهمتر و خطرناكتر كوفه (عراق كنوني) است اين هم بعهده من.

       

يزيد به نزد معاويه رفت و مطالب مغيره را گفت وقتي معاويه ، مغيره را احضار نمود مغيره با تملق گويي و منطق قويي كه داشت معاويه را قانع مي سازد معاويه هم براي بار دوم به او ابلاغ حكومت كوفه را مي دهد (البته اين جريان بعد از شهادت امام حسن مجتبي يعني سالهاي آخر عمر معاويه بوده است) مردم كوفه و مدينه با پيشنهاد مغيره و مروان مخالفت كردند لذا معاويه مجبور شد خودش به مدينه برود . معاويه پس از تسلط كامل بر محيط داخلي و پهناور اسلام كه از افريقاي شمالي تا حدود چين توسعه يافته بود اولين و بزرگترين اشتباه خودش راجع به سياست خارجي را مرتكب شد چون وقتي تصميم گرفت پسر جوان و نالايقش را وليعهد كند ولي مردم نپذيرفتند و او شكست خورد براي رسيدن به اين قصد شومش مرتكب جنايت بزرگي شد و آن اين بود كه با امپراطور روم كه نيرومندترين دشمن خونين اسلام و مسلمانان بود به نفع قصد شومش صلح كرد و با اين عمل جلوي پيشروي اسلام را در اروپا متوقف ساخت و براي تهديد يك طرفردار نيرومند كه تاج و تخت يزيد را پشتيباني كند حاضر شد باجي هم به دولت روم بدهد.

معاويه زمانيكه كه خودش به مدينه رفت سه نفر كه مورد احترام مردم بودند را خواست (امام حسين (ع) ­، عبدالله بن عمر فرزند خليفه دوم ، عبدالله بن زيير، همان شخصي كه به امام علي خيانت كرد و مسبب جنگ جمل شد) معاويه سعي كرد با چرب زباني به آنها برساند كه صلاح اسلام ايجاب مي كند حكومت ظاهري در دست يزيد باشد ولي كار در دست شما تا اختلافي ميان مردم رخ ندهد حتي به آنها گفت شما فعلا بيعت كنيد ولي آنها قبول نكردند.

معاويه هنگام مردن، سخت نگران وضع پسرش يزيد بود و به او نصايحي كرد كه اگر يزيد جامه عمل مي پوشاند يقيناً بيشتر مي توانست حكومت كند نصايح اين بود (اي پسر جان، من رنج بار بستن را از تو بر داشتم، كارها را برايت هموار كردم و دشمنانت را راحت نمودم و رقيبان عرب را زير فرمانت آوردم مردم حجاز را منظور دار كه اصل تو هستند هر كس از آنها به نزد تو آمد گراميش دار و هر كدامشان را هم غايب بود احوالش را بپرس اهالي عراق را منظور دار.

و اگر خواستند حاكمي را از آنها عزل كني دريغ نكن چون عزل يك حاكم، آسانتر از برابري با صد هزار شمشير است اهل شام را هم منظور دار كه اطرافيان نزديك و ذخيره تو هستند و اگر از دشمني در هراس يودي از آنها ياري بجو و چون موفق شدي آنها را به وطن خودشان برگردان زيرا  اگر در سرزمين ديگر بمانند اخلاقشان بر مي گردد. سپس معاويه مي نويسد پسرم من نمي ترسم كه كسي در حكومت با تو نزاع كند مگر 3 نفر حسين بن علي عبدالله بن زيير- عبدالله بن عمر ]چون هر سه خليفه زاده بودند[.

حسين بن علي شخصي است كه اهل عراق او را رها نكنند و او را وادار به خروج مي كنند اگر خروج كرد و برابر او پيروز شدي از او درگذر كه با تو خويشي نزديك دارد و احترام و خلق او بسيار است و او نوه پيامبر است.

اما عبدالله بن عمر اهل عبات است و اگر تنها بماند با تو بيعت مي كند.

ولي عبدالله بن زبير اگر بر تو خروج كرد و بر او پيروز شدي بند از بندش جدا كن و تا بتواني خون ديگران قوم خود را حفظ كن.

       

معاويه مي دانست اين سه نفر يقيناً اعتراض خواهند كرد چون اعتراض آنها به نظر معاويه بدين دليل بود كه اگر خلافت به ارث برده مي شود ما هم بايد وارث باشيم و اگر خلافت به سابقه و لياقت است هزاران مسلمان با سابقه و لياقت است هزاران مسلمان سابقه دار تر از يزيد هم وجود داشت و اين اعتراضات واقعاً در ذهن اكثر مسلمان بود معاويه در اين نصايح كاملا پيش بيني كرده بود كه اگر يزيد با امام حسين (ع) به خشونت رفتار كند و دست خود را به خون آغشته كند ديگر نمي تواند خلافت خود را ادامه دهد بقول بني اميه متأسفانه يزيد نتوانست سياست مرموزانه پدرش را اعمال كند و سياستي غلط را اعمال نمود و زحمات 50 ساله امير را رشته كرد . معاويه فردي زيرك بود و خوب مي دانست و مي توانست پيش بيني كند بر عكس يزيد كه اولا جوان بود ثانيا مردي بود كه اشراف زاده و با لهو و لعب مانوس شده بود و كاري كرد كه در درجه اول به زبان خاندان بني اميه و ابوسفيان تمام شد.

بعد از اينكه معاويه در نيمه رجب سال 60هـ.ق به درك رسيد يزيد به حاكم مدينه وليد بن عقبه ابوسفيان (نوه ابوسفيان) نامه اي مي نويسد و مرگ معاويه را اطلاع مي دهد و طي نامه اي خصوصي دستور داد از حسين بن علي (ع) و عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبير بيعت بيگرد و اگر بيعت نكردند سرشان را براي من بفرست وقتي وليد بن عقبه نامه يزيد را دريافت كرد امام بعد از سه روز حركت كرد و به مكه هجرت نمود و شايد فكر شود كه هجرت  بدين جهت بوده است كه مكه حرم امن الهي است و خون حضرت را نمي ريزند خير بلكه اولا اعلام مخالفت خودش را اعلام كرد ثانيا اگر در مدينه مي ماند صدايش آنقدر به عالم اسلام نمي رسيد و اگر شهيد هم مي شد خونش تاثير زيادي نداشت براي همين صدايش در اطراف پيچيد كه امام حاضر به بيعت نشده است ثالثاً و از همه مهمتر امام حسين سوم شعبان وارد مكه شد و ماههاي شعبان ، رمضان، شوال، ذي القعده و تا هشت ذي الحجه در مكه ماند ماههايي مهم كه مردم جهت حج عمره آنجا مي آمدند تا اينكه 8 ذي الحجه رسيد و مردم كه براي حج تمتع لباس احرام مي پوشيدند و مي خواهند به سوي مني و عرفات بروند همان لحظه ناگهان امام حسين (ع) اعلام مي كند من مي خواهم به طرف عراق و به سوي كوفه بروم يعني پشت به حج و كعبه مي كند و اعتراض و عدم رضايت خودش را به اين شكل اعلام مي كند.

البته مسئله بيعت مسئله اصلي قيام نيست فقط تأثيرش اين بود كه جرقه اين حادثه عظيم كربلا زده شود.

نوشته شده توسط یاس سپید در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 23:49

رمز جاودانگى عاشورا

 

                      هيچ حادثه‏اى به جاودانگى و ماندگارى ‏"كربلا" نمى‏رسد و در اين حد در ذهنها و زندگيها زنده نيست

                                              

 و                و این گونه فراگير زمانها و مكانها و انسانها نگشته است و موج آن مثل عاشورا هميشه متلاطم نمانده

                  

                  است. رمز آن در چند مساله نهفته است، از جمله:

        1- خدايى بودن آن :

        حركت‏حسين‏ (ع‏) ، جهاد و شهادتش ، انگيزه و محركش همه و همه‏ براى خدا بود و هر چه كه ‏"لله‏"

    باشد، رنگ جاودانه مى‏گيرد.ن ور خدا خاموشى ندارد وجهاد براى حق، همواره امتداد مى‏يابد.

    پايان زندگانى هر كس به مرگ اوست جز مرد حق كه مرگ وى،آغاز دفتر است.

        2- افشاگريهاى اسراى اهل بيت :

        هر انقلابى ، يك بازو مى‏خواهد  و يك زبان ، خون و پيام ، عمل تبليغات  خطابه‏ هاى زينب و سجاد 

    (عليهما السلام‏) و سخنان بازماندگان كربلا در دوران اسارت ، نقش مهمى در افشاگرى چهره  دشمن

    و خنثى كردن تبليغات دروغين ‏امويان و آگاهى مردم از ماهيت قيام و شخصيت‏سيد الشهدا و شهيدان

    عاشورا داشت وسبب شد امويان نتوانند پرده بر جنايات خويش بكشند و آن حادثه را از يادها ببرند.

        3-احياگريهاى ‏"ذكر" :

        در تعليمات ائمه، تاكيد فراوان شده كه براى امام حسين ‏(ع‏) و شهداى كربلا گريه كنند نوحه بخوانند

    شعر بسرايند ، عزادارى كنند ، زيارت روند ، بر تربت امام حسين سجده كنند. اين ها همه سبب شده

    كه مكتب عاشورا و حادثه كربلا و مظلوميت امام حسين‏ (ع‏) و شهداى كربلا ، به صورت زنده و جاويد و

    فراگير باقى بماند.

        نقش‏"ياد" ، "بكاء" ، "زيارت‏" ، "شعر" و "مرثيه‏" در جاودانه ساختن عاشورا مهم است.

        ۴- كيفيت‏حادثه :

         نفس حوادث عاشورا  و اوج فداكاري ها  و اخلاص ياران امام و اوج‏ خشونت و بى‏رحمى سپاه  كوفه

    نسبت به سيد الشهدا  و غربت و مظلوميت و عطش در اوج ‏خود ، همه و همه اين حادثه ی بى‏نظير را

    ماندگار ساخته است.

                     

نوشته شده توسط یاس سپید در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 22:12

مصیبت عطش

 

مصیبت عطش امام حسین (ع) اعظم مصائب است ، زیرا جبرئیل هم وقتی برای حضرت آدم (ع) روضه می خواند به "مصیبت عطش" اشاره می کند ، وقتی ذات پروردگار عالم اراده فرمود که  توبه آدم (ع) را قبول نماید پرده  از  جلوی چشمش برداشته شد و در ساق عرش اسامی خمسه آل عبا را دید.

حضرت آدم سوال کرد: ای جبرئیل  آنان را چگونه بخوانم؟

گفت: بگو که " یا حمید بحق محمد !  یا عالی بحق علی !  یا فاطر بحق فاطمه !  یا محسن بحق الحسن و الحسین !  و منک الاحسان".

حضرت آدم سوال کرد: چرا در موقع بردن نام حسین (ع) قلبم شکست و اشکم جاری شد؟

جبرئیل عرض کرد: چون برای فرزندت مصیبتی رخ می دهد که تمام مصائب در کنار آن کوچک است.

آدم پرسید آن مصیبت چگونه است؟

جبرئیل گفت : " یقتل عطشانا  غریبا  وحیدا  فریدا ، لیس له ناصر  و لا معین و لو تراه یا آدم و هو یقول :  وا عطشاه !  وا قله ناصراه ! حتی بحول العطش بینه  و بین  السما  کالدخان فلم  یجبه احد الا بالسیوف و شرب الحتوف فیذبح  ذبح  الشاه من قفاه  و ینهب رحله اعداوه  و تشهد راسه  و رووس انصاره  فی البلدان  و معهم النسوان".

 

نوشته شده توسط یاس سپید در دوشنبه هشتم مرداد 1386 ساعت 15:8

شفق سرخ

 

روايت است از  ابن عباس  كه سرخى شفق ، از روزى ديده شد  و پديد آمد  كه ‏حسين (ع) شهيد شد و آسمان در شهادت او خون گريست و از آن بيشتر ،اين رنگ سرخ ‏در افق ديده نشده بود: " ان يوم قتل الحسين (ع‏) قطرت السماء دما و ان هذه الحمرة التى‏في السماء ظهرت يوم قتله و لم تر قبله‏." و از امام رضا (ع‏) روايت است: "لما قتل جدى‏الحسين ‏(ع‏) امطرت السماء دما و ترابا احمر"  كه بارش خون و خاك سرخ را مى‏رساند.

رنگين شدن افق ، از جمله نشانه‏ها و آثار شگفت ديگرى است  كه در روايات آمده كه‏ پس از حادثه كربلا و شهادت امام در جهان ديده شد. و طبق نقل هاى متعدد در منابع‏ مختلف سابقه ی شفق سرخ در آسمان به شهادت ابا عبد الله‏ (ع‏) بر مى‏گردد.  از محمد بن‏سيرين  نيز نقل شده كه ، اين سرخى آسمان  بعد از كشته شدن حسين ‏(ع‏) ديده شد و نيز از امام باقر (ع‏) روايت است كه آسمان در شهادت حضرت يحيى(ع) و حضرت امام حسين‏ (ع‏) سرخ شد.      

              

 

نوشته شده توسط یاس سپید در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 20:13

تشابه امام حسین(ع) و حضرت یحیی

   

بین حضرت یحیی و ابا عبدالله الحسین (ع) تشابه زیادی وجود دارد مرحوم "محدث قمی" به هشت وجه آن اشاره کرده است:

۱- قبل از ولادت این دو بزرگوار کسی همنام یحیی و حسین (ع) نبوده است.

۲- مدت حمل هر دو شش ماه بوده است.

۳- قبل از ولادت هر دو اخبار آسمانی به ولادت و جریانات هر دو آمده است چنان چه در ذیل آیه ی شریفه "حملته امه کرها و وضعته کرها" محدثین و مفسرین این مطلب را نقل کرده اند.

۴- گریستن آسمان بر هر دو چنان چه قطب راوندی نقل کرده است: " بکت السما علیهما اربعین صباحا".

۵- قاتل هر دو ولد الزنا بوده است.

۶- سر هر دو را در تشت طلا گذاشتند ، اما سر یحیی (ع) را در تشت بریدند که خونش به زمین نریزد  که موجب شدت غضب الهی شود به خلاف امام حسین (ع) که سر مبارکش را روی زمین کربلا بریدند.

۷- تکلم سر حضرت یحیی و سیدالشهدا (ع).

۸- انتقام الهی برای حضرت یحیی و امام حسین (ع).

 

                    

نوشته شده توسط یاس سپید در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 18:5

عاشورا در نظر دیگران

تاثيرى كه حادثه كربلا و قيام حسين بن على‏(ع)بر انديشه مردم جهان،حتى غيرمسلمانان داشته، بسيار است.عظمت قيام و اوج فداكارى و ويژگيهاى ديگر امام و يارانش‏سبب شده كه اظهار نظرهاى بسيارى درباره اين نهضت و حماسه آفرينان عاشورا داشته‏باشند.نقل سخنان همه آن كسان كتاب قطورى مى‏شود.بويژه كه برخى از نويسندگان‏غير مسلمان مستقلا كتاب درباره اين حادثه نوشته‏اند.در اينجا تنها تعدادى اندك از اين‏نظرها (از مسلمانان و غير مسلمانان) آورده مى‏شود:

مهاتما گاندى (رهبر استقلال هند) : من زندگى امام حسين،آن شهيد بزرگ اسلام ابدقت‏خوانده‏ام و توجه كافى به صفحات كربلا نموده‏ام و بر من روشن شده است‏كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستى از سرمشق امام حسين‏پيروى كند.

محمد على جناح (قاعد اعظم پاكستان) : هيچ نمونه‏اى از شجاعت،بهتر از آنكه امام‏حسين از لحاظ فداكارى و تهور نشان داد در عالم پيدا نمى‏شود.به عقيده من تمام‏مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدى كه خود را در سرزمين عراق قربان كردپيروى نمايند.

چارلز ديكنز (نويسنده معروف انگليسى) : اگر منظور امام حسين جنگ در راه‏خواسته‏هاى دنيايى بود،من نمى‏فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه اوبودند؟ پس عقل چنين حكم مى‏نمايد كه او فقط بخاطر اسلام، فداكارى خويش را انجام داد.

توماس كارلايل(فيلسوف و مورخ انگليسى) : بهترين درسى كه از تراژدى كربلامى‏گيريم، اينست كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند.آنها با عمل‏خود روشن كردند كه تفوق عددى در جايى كه حق با باطل روبرو مى‏شود اهميت‏ندارد و پيروزى حسين با وجود اقليتى كه داشت،باعث‏شگفتى من است.

ادوارد براون (مستشرق معروف انگليسى) : آيا قلبى پيدا مى‏شود كه وقتى درباره كربلاسخن مى‏شنود،آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتى غير مسلمانان نيز نمى‏توانند پاكى روحى را كه در اين جنگ اسلامى در تحت لواى آن انجام گرفت انكار كنند.

فردريك جمس : درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگرى اين است كه در دنيا اصول ابدى عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين‏مى‏رساند كه هر گاه كسى براى اين صفات مقاومت كند و بشر در راه آن پافشارى‏نمايد،آن اصول هميشه در دنيا باقى و پايدار خواهد ماند.        

ل.م.بويد : در طى قرون، افراد بشر هميشه جرات و پردلى و عظمت روح، بزرگى‏قلب و شهامت روانى را دوست داشته‏اند و در همين هاست كه آزادى و عدالت‏هرگز به نيروى ظلم و فساد تسليم نمى‏شود.اين بود شهامت و اين بود عظمت امام‏حسين.و من مسرورم كه با كسانى كه اين فداكارى عظيم را از جان و دل ثنامى‏گويند شركت كرده‏ام،هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است.

             

واشنگتن ايروينگ (مورخ مشهور آمريكايى) : براى امام حسين‏(ع) ممكن بود كه‏زندگى خود را با تسليم شدن اراده يزيد نجات بخشد،ليكن مسؤوليت پيشوا ونهضت بخش اسلام اجازه نمى‏داد كه او يزيد را بعنوان خلافت بشناسد.او بزودى‏خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال‏بنى اميه آماده ساخت.در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روى ريگهاى ‏تفتيده عربستان.  روح حسين فنا ناپذير است. اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى‏شهسوار من، اى حسين!

توماس ماساريك : گر چه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح مردم رامتاثر مى‏سازند،ولى آن شور و هيجانى كه در پيروان حسين‏(ع) يافت مى‏شود درپيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابرمصائب حسين‏(ع) مانند پر كاهى است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.

موريس دوكبرى : در مجالس عزادارى حسين گفته مى‏شود كه حسين،براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه اسلام،از جان و مال و فرزند گذشت وزير بار استعمار و ماجراجويى يزيد نرفت.پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق‏قرار داده،از زيردستى استعمارگران خلاصى يابيم و مرگ با عزت را بر زندگى باذلت ترجيح دهيم.

ماربين آلمانى (خاور شناس) : حسين‏(ع) با قربانى كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت‏خود،به دنيا درس فداكارى و جانبازى آموخت و نام‏اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت.اين سرباز رشيدعالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگرى پايدار نيست و بناى‏ستم هر چه ظاهرا عظيم و استوار باشد،در برابر حق و حقيقت چون پر كاهى بر بادخواهد رفت.

بنت الشاطى : زينب، خواهر حسين بن على‏(ع) لذت پيروزى را در كام ابن زياد وبنى اميه خراب كرد و در جام پيروزى آنان قطرات زهر ريخت،در همه حوادث‏سياسى پس از عاشورا، همچون قيام مختار و عبد الله بن زبير و سقوط دولت‏امويان و برپايى حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع،زينب قهرمان‏كربلا نقش برانگيزنده داشت.

لياقت على خان (نخستين نخست وزير پاكستان) : اين روز محرم،براى مسلمانان سراسرجهان معنى بزرگى دارد.در اين روز،يكى از حزن آورترين و تراژديك‏ترين وقايع‏اسلام اتفاق افتاد،شهادت حضرت امام حسين‏(ع) در عين حزن،نشانه فتح نهايى‏روح واقعى اسلامى بود،زيرا تسليم كامل به اراده الهى به شمار مى‏رفت.اين درس‏به ما مى‏آموزد كه مشكلات و خطرها هر چه باشد،نبايستى ما پروا كنيم و از راه‏حق و عدالت منحرف شويم.

جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحى) : وقتى يزيد،مردم را تشويق به قتل حسين ومامور به خونريزى مى‏كرد،آنها مى‏گفتند:"چه مبلغ مى‏دهى؟" اما انصار حسين به‏او گفتند:ما با تو هستيم.اگر هفتاد بار كشته شويم،باز مى‏خواهيم در ركابت جنگ‏كنيم و كشته شويم.

عباس محمود عقاد (نويسنده و اديب مصرى) : جنبش حسين،يكى از بى نظيرترين‏جنبشهاى تاريخى است كه تاكنون در زمينه دعوتهاى دينى يا نهضتهاى سياسى پديدار گشته است...دولت اموى پس از اين جنبش،به قدر عمر يك انسان طبيعى‏دوام نكرد و از شهادت حسين تا انقراض آنان بيش از شصت و اندى سال نگذشت.   

احمد محمود صبحى : اگر چه حسين بن على‏(ع) در ميدان نظامى يا سياسى‏شكست‏خورد، اما تاريخ،هرگز شكستى را سراغ ندارد كه مثل خون حسين‏(ع) به‏نفع شكست‏خوردگان تمام شده باشد.خون حسين،انقلاب پسر زبير و خروج‏مختار و نهضتهاى ديگر را در پى داشت،تا آنجا كه حكومت اموى ساقط شد ونداى خونخواهى حسين،فريادى شد كه آن تختها و حكومتها را به لرزه درآورد.

       

آنطون بارا (مسيحى) : گر حسين از آن ما بود،در هر سرزمينى براى او بيرقى برمى‏افراشتيم و در هر روستايى براى او منبرى بر پا مى‏نموديم و مردم را با نام‏حسين به مسيحيت فرا مى‏خوانديم.

گيبون (مورخ انگليسى) : با آنكه مدتى از واقعه كربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه‏هم وطن نيستيم،مع ذلك مشقات و مشكلاتى كه حضرت حسين‏(ع) تحمل‏نموده،احساسات سنگين دل‏ترين خواننده را بر مى‏انگيزد،چندانكه يك نوع‏عطوفت و مهربانى نسبت به آن حضرت در خود مى‏يابد.

نيكلسون (خاورشناس معروف) : بنى اميه،سركش و مستبد بودند،قوانين اسلامى راناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند...و چون تاريخ را بررسى كنيم،گويد: دين بر ضد فرمانفرمايى تشريفاتى قيام كرد و حكومت دينى در مقابل امپراتورى‏ايستادگى نمود.بنابر اين،تاريخ از روى انصاف حكم مى‏كند كه خون حسين‏(ع) به‏گردن بنى اميه است.

سر پرسى سايكس (خاور شناس انگليسى) : حقيقتا آن شجاعت و دلاورى كه اين عده‏قليل از خود بروز دادند،به درجه‏اى بوده است كه در تمام اين قرون متمادى هركسى كه آن را شنيد، بى اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود.اين يك مشت مردم‏دلير غيرتمند،مانند مدافعان ترموپيل،نامى بلند غير قابل زوال براى خود تا ابدباقى گذاشتند.

تاملاس توندون (هندو،رئيس سابق كنگره ملى هندوستان) : اين فداكاريهاى عالى از قبيل‏شهادت امام حسين‏(ع)،سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن‏شايسته است هميشه باقى بماند و يادآورى شود.

محمد زغلول پاشا (در مصر،در تكيه ايرانيان) : حسين‏(ع) در اين كار،به واجب دينى وسياسى خود قيام كرده و اينگونه مجالس عزادارى،روح شهامت را در مردم‏پرورش مى‏دهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت مى‏گردد.

عبد الرحمان شرقاوى(نويسنده مصرى) : حسين‏(ع)،شهيد راه دين و آزادگى است.نه‏تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد،بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف‏افتخار كنند.

طه حسين (دانشمند و اديب مصرى) : حسين‏(ع) براى به دست آوردن فرصت و ازسرگرفتن جهاد و دنبال كردن از جايى كه پدرش رها كرده بود،در آتش شوق‏مى‏سوخت.او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد،تا به حدى كه معاويه‏تهديدش نمود.اما حسين،حزب خود را وادار كرد كه در طرفدارى حق سختگير باشند.

عبد الحميد جودة السحار (نويسنده مصرى) : حسين‏(ع) نمى‏توانست با يزيد بيعت كندو به حكومت او تن بدهد،زيرا در آن صورت،بر فسق و فجور،صحه مى‏گذاشت‏و اركان ظلم و طغيان را محكم مى‏كرد و بر فرمانروايى باطل تمكين مى‏نمود.امام‏حسين به اين كارها راضى نمى‏شد،گر چه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود ويارانش كشته شوند.

علامه طنطاوى (دانشمند و فيلسوف مصرى) : (داستان حسينى) عشق آزادگان را به‏فداكارى در راه خدا بر مى‏انگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمارمى‏آورد،چندانكه براى شتاب به قربانگاه،بر يكديگر پيشى جويند.

 

نوشته شده توسط یاس سپید در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 14:59

JavaScript Codes